آب و دانه

به آدابِ کمی آب و یه مشت دانه، نشو قانع
بزن شخم و بکار بذر و نباش، محتاجِ بیگانه
بپر از این قفس، دیگر تو آزادی
بشکن بغض ِ سکوتت را، بزن دادی
اگر فرمانِ ایست دادن، گذر کن، ایستگاهی نیست
در این شهرِ پُر از اجبار، بدان دیگر، #خدایی نیست ….

شعر از حسین آزاد

نمونه کارهای مشابه