تنهای عاشق

طوفان چشمهایت، نگاهِ گنگ و سرگردانم را شکست
گرفتارِ قلم و ورق شدم، تنهای عاشق شدم
همیشه اینگونه است
باید یکی بارید، یکی سبز شد!!!!!!!
یکی ریخت، یکی اشک شد!!!
یکی ماند، یکی اوج شد!!!!
یکی رفت، یکی راه شد!!!!!

از کتاب: تنهای عاشق
نویسنده: حسین آزاد

نمونه کارهای مشابه