تناسخ

من در تناسخ خویش به قورباغه ای میمانم
که صدایم می آزارد گوشهای پُر  شده از تمدن را و یا کلاغی که….
نبودم را بیش از حضورم میخواهند
یا به سگی گرسنه میمانم که با سنگ از سفره ی خوردنی ها دور میکنندم
و یا قناری ای که ….
آوازم را تنها در قفس میخواهند
و وقتی به کالبد خویش باز میگردم
دیگر از انسان بودنِ خود، بیزارم!!!!

از کتاب: از این رفتن ها خسته ام
نویسنده: حسین آزاد

نمونه کارهای مشابه